..:: الفبای زندگی ::..
The Alphabet Of Life

 شیعه به کسانی گفته می شود که دستور خداوند و پیامبر اسلام را در خصوص ولایت و خلافت علی علیه السلاام پذیرفتند، در مقابل سنی ها که از پذیرش ولایت علی علیه السلام سر باز زدند. از طریق شیعه و سنی نقل شده است که اولین بار لفظ شیعه توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مورد پیروان حضرت علی به کار گرفته شده است. چنانکه سیوطی از جابربن عبد الله انصاری و ابن عباس و علی علیه السلام روایت کرده که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در تفسیر آیه «ان الذین امنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریة».(سوره بینه، آیه7) اشاره به علی علیه السلام کرد و فرمود: او و شیعیانش روز قیامت رستگار خواهند بود.(الدر المنثور، ج8، ص589، چاپ دار الفکر/ ـ تفسير طبرى، جزء آخر «تفسير سوره بيّنه».»)

اماعلت اينکه به شيعه امامي، شيعه جعفري مي گويند، بايد گفت: بعد از رحلت پيامبر ـ صلي الله عليه و سلم ـ در دوره خلافت عمر، نوشتن حديث و حتي نقل آن ممنوع شد و اين عمل حدود يكصد سال ادامه يافت تا اين كه در دوره امامت امام باقر ـ عليه السلام ـ كه در ايام خلافت عمر بن عبد العزيز اموي بود، ممنوعيت كتابت و نوشتن حديث برداشته شد و چون حکومت وقت درگير مسائل سیاسی ديگر گردید. فرصت مناسبي براي امام باقر ـ عليه السلام ـ و شاگردان آن ايجاد شد تا اخبار و روايات وارد شده از پيامبر ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ و ديگر امامان جمع آوري و توسعه دهند و اين امر در دوره امام صادق ـ عليه السلام ـ به اوج خود رسيد يعني در دوره اي كه از 114 هجري تا 148 هجري زمان حيات امام صادق علیه السلام امتداد داشت، پايه فكري نظام تشيع كه در زمان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و ائمه پيشين طرح ريزي شده بود، مستحكم كرديد. امام صادق ـ عليه السلام ـ از فرصت به دست آمده و مناسب سياسي موجود، كه در نهايت، موجب انتقال خلافت از امويان به عباسيان گرديد، و با ملاحظه نياز جامعه و آمادگي زمينه اجتماعي، دنباله نهضت علمي و فرهنگي پدرش امام باقر ـ عليه السلام ـ را گرفت و حوزه وسيع علمي بزرگي به وجود آورد و در رشته هاي مختلف علوم عقلي و نقلي آن روز را، به شاگردان بزرگي هم چون هشام بن حكم، محمد بن مسلم، جابر بن حيان و.....آموخت كه علاوه بر استحكام پايه اعتقادي شيعه موجب توسعه و گسترش آن هم شد. امام با تشکیل کلاسهای درس که تعداد دانشجویان ایشان را در مدت امامتشان بالغ بر 4000 نفر می دانند  اقدام نمودند و حتی دو نفر از رؤسای مذاهب اهل تسنن یعنی ابو حنیفه و مالک بن انس در نزد ایشان درس می خواندند .و شافعی و احمدبن حنبل هم از شاگردان شاگردان ایشان محسوب می شوند.

لذا در اين دوره تكيه اصلي شيعه بر امام صادق ـ عليه السلام ـ بود و اكثر روايات را از آن حضرت اخذ مي كرد.( حيات فكري و سياسي امامان شيعه، ص 325 ) با این حساب باید گفت: در اين تاريخ تشيع داراي شناسنامه شد و به صورت يك مذهب رسمي به نام امام صادق ـ عليه السلام ـ مزين گرديد.

دوران امامت امام صادق ـ عليه السلام ـ نقطه عطفي در نهضت تشيع و زماني بسيار حساس براي اين مكتب بوده است. چرا كه اين دوره، دوره اي است مكاتب و مذاهب مختلف در شرف شكل گيري بودند. از طرفي مذاهب اهل سنت و از طرفي گروه خوارج و مرجئه و قدريه و نيز گروه هاي منشعب شده از شيعه مثل كيسانيه، و ديگر گروه ها درحال شكل گيري و يا فعاليت بودند لذا براي تفكيك اين مذهب با مذاهب ديگر پيروان اين مكتب كه در مكتب جعفري وحوزه درس آن حضرت تربيت يافته بودند، به اين نام و عنوان شهرت يافتند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 توسط محمد مهدی |

 

در این بخش برخی از رهنمودهای رسول گرامی اسلام به حضرت علی علیه السلام را ملاحظه می کنید که نصب العین قرار دادن آنها چراغ راه زندگی ما می تواند باشد.

يَا عَلِيُّ شَرُّ النَّاسِ مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْيَا غَيْرِهِ.

يا علىّ: بدترين مردم كسى است كه آخرتش را بدنيايش بفروشد، و بدتر از او كسى است كه آخرتش را بدنياى غير خود بفروشد.

 يَا عَلِيُّ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذْرَ مِنْ مُتَنَصِّلٍ صَادِقاً كَانَ أَوْ كَاذِباًلَمْ يَنَلْ شَفَاعَتِي.

يا علىّ: كسى كه عذر معتذرى را- چه راستگو باشد و چه دروغگو- نپذيرد، بشفاعت من نخواهد رسيد.

 يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَحَبَّ الْكَذِبَ فِي الصَّلَاحِ وَ أَبْغَضَ الصِّدْقَ فِي الْفَسَادِ.

يا علىّ: خداوند عزّ و جلّ دروغ مصلحت آميز را دوست ميدارد، و راست‏ مفسده‏انگيز را منفور ميشمارد.

 

 يَا عَلِيُّ مَنْ تَرَكَ الْخَمْرَ لِغَيْرِ اللَّهِ سَقَاهُ اللَّهُ مِنَ الرَّحِيقِ الْمَخْتُومِ فَقَالَ عَلِيٌّ ع لِغَيْرِ اللَّهِ قَالَ نَعَمْ وَ اللَّهِ صِيَانَةً لِنَفْسِهِ يَشْكُرُهُ اللَّهُ عَلَى ذَلِكَ‏.

يا علىّ: كسى كه نوشيدن شراب را (ولو) برای غير خدا ترك گويد، خدا او را از صراحيهائى مهر مشك بر نهاده سقايت ميكند. پس علىّ عليه السّلام گفت: براى غير خدا؟! فرمود: آرى، اگر بقصد حفظ جان خود آن را ترك گويد، خدا عمل او را مشكور ميدارد.                

يَا عَلِيُّ شَارِبُ الْخَمْرِ كَعَابِدِ وَثَنٍ‏ ... يا علىّ: شرابخوار بمانند بت پرست است.

«يعنى عقوبتش چون بت پرست است، لكن معلوم است كه عابد وثن مخلّد در آتش است، ولى صاحب گناه كبيره تا مادامى كه در دوزخ است عذابش مانند بت پرست است امّا خلود ندارد».

يَا عَلِيُّ شَارِبُ الْخَمْرِ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ صَلَاتَهُ أَرْبَعِينَ يَوْماً فَإِنْ مَاتَ فِي الْأَرْبَعِينَ مَاتَ كَافِراً .

يا علىّ: خداوند عزّ و جلّ نماز شرابخوار را تا چهل روز قبول نميكند، پس اگر او در اين چهل روز بميرد كافر مرده است.

يَا عَلِيُّ جُعِلَتِ الذُّنُوبُ كُلُّهَا فِي بَيْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهَا شُرْبَ الْخَمْرِ

يا علىّ: همگى گناهان را در حجره‏اى نهاده‏اند، و شرب خمر را كليد آن قرار داده‏اند.

 يَا عَلِيُّ يَأْتِي عَلَى شَارِبِ الْخَمْرِ سَاعَةٌ لَا يَعْرِفُ فِيهَا رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ

يا علىّ: بر شرابخوار ساعتى ميگذرد كه در آن ساعت پروردگار عزّ و جلّ خود را نميشناسد.

 يَا عَلِيُّ مَنْ لَمْ تَنْتَفِعْ بِدِينِهِ وَ لَا دُنْيَاهُ فَلَا خَيْرَ لَكَ فِي مُجَالَسَتِهِ وَ مَنْ لَمْ يُوجِبْ لَكَ فَلَا تُوجِبْ لَهُ- وَ لَا كَرَامَةَ

يا علىّ: كسى كه نه از دينش متنفع شوى و نه از دنيايش، تو را در همنشينى او خيرى نيست، و كسى كه مقام تو را پاس ندارد، و تو را محترم نشمارد، مقام او را پاس مدار، و او را محترم مشمار.

من لا يحضره الفقيه، ج‏4، ص: 354

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 توسط محمد مهدی |

ولادت علی  (عليه السلام) در داخل کعبه به روایت اهل سنت

يکى از ويژگى‏هاى منحصر به فرد على بن ابى طالب (عليه السلام)† بدنيا آمدن وى در داخل خانه کعبه و چگونگى نام گذارى آن حضرت است، چه رازي در شخصيت علي  (عليه السلام)†نهفته است که هنگام تولد وی، مادرش مامور می شود به داخل کعبه رود و فرزندش را در داخل کعبه بدنيا آورد اما هنگام تولد عيسي، مادرش مامور مي شود از مسجد بيرون رود؟!

ولادت علي  (عليه السلام)در داخل کعبه يا در مسجد الحرام موضوعي مسلم است و در اسناد معتبر تاريخي و اشعار شعرا در قرون بعدي منعکس شده و شيعه وسني نقل کرده اند.

بنا به مصداق این شعر:

خوش تر آن باشد که سر دلبران               گفته آید در حدیث دیگران

در این مقاله کوتاه شایسته دیدم به مناسبت سیزده رجب سالروز ولادت مولای پرهیزگاران حضرت علی  (عليه السلام)  نحوه ولادت آن حضرت در داخل کعبه را که در بسیاری از منابع اهل سنت نقل شده از باب نمونه برخی از اسناد را از منابع اهل سنت ذکر کنم.        



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393 توسط محمد مهدی |


خداوند عالم برای هدایت بشر 124 هزار پیامبرفرستاد که هرکدام دارای طرح  و برنامه برای تکامل انسان و سالم سازی زندگی فردی و اجتماعی بشر بودند. آخرین فرستاده خداوند حضرت محمد (ص) است که با قرآن کریم که کامل ترین و جامع ترین کتاب های آسمانی است و بدون کوچکترین تحریف و دستبرد در اختیار بشر قرار گرفته ، آمده است با افروختن چراغ عقل و فطرت انسان ها ، راه صحیح را به بشر نشان دهد. این هدایت گری مشروط به خواست مردم است نکند رفتار ما با قرآن به رفتار اعضای آن خانواده ای  شبیه باشد که در داستان ذیل می خوانید: مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی
سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او
احترام می گذاشتند.
مدتی بعد ، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها آن را باز نکردند
تا آنچه در آن بود بخوانند ، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند
و گفتند : این نامه از طرف عزیزترین کس ماست. سپس بدون این که پاکت را
باز کنند ، آن را در کیسه‌ی مخملی قرار دادند ... هر چند وقت یکبار نامه
را از کیسه درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در کیسه
می‌گذاشتند... و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می
کردند.
سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود،
از او پرسید : مادرت کجاست ؟ پسر گفت : سخت بیمار شد و چون پولی برای
درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد.
پدر گفت : چرا ؟ مگر نامه ی اولم را باز نکردید ؟ برایتان در پاکت نامه
پول زیادی فرستاده بودم! پسر گفت : نه . پدر پرسید : برادرت کجاست ؟ پسر
گفت : بعد از فوت مادر کسی نبود که او را نصیحت کند ، او هم با دوستان
ناباب آشنا شد و با آنان رفت . پدر تعجب کرد و گفت : چرا؟ مگر نامه ای را
که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند ، نخواندید؟ پسر گفت
:
نه ... مرد گفت : خواهرت کجاست ؟ پسر گفت : با همان پسری که مدت ها
خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او بدبخت است. پدر با تأثر
گفت : او هم نامه‌ی من را نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و  نامی نیست و من با این ازدواج مخالفم ؟ پسر گفت : نه

 ... 
به حال آن خانواده فکر کردم و این که چگونه از هم پاشید ، سپس چشمم به
قرآن روی طاقچه افتاد که در قوطی مخملی زیبایی قرار داشت. وای بر من ...!
رفتار من با كلام الله مثل رفتار آن بچه ها با نامه های پدرشان است! من
هم قرآن را می‌بندم و در کتابخانه ام می گذارم و آن را نمی خوانم و از
آنچه در اوست ، سودی نمی برم، در حالی که تمام آن روش زندگی من است!!!؟؟

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 توسط محمد مهدی |


پیامبراکرم (ص) از جانب خداوند مامور می شود چهل شب از خدیجه فاصله بگیرد و با خدا مناجات کند!

عقل کل از کل هستی شد جدا                                  تا چهل شب کرد خلوت با خدا

این چهل شب در سرش شور تو بود                          بهر استقبال از نور تو بود

تا این که زمینه برای تابش نور فاطمه (س) فراهم شد. تمام وجود فاطمه همراه با اعجاز و کرامت بود. در دوران جنینی در رحم مادر با مادر سخن می گفت و مونس و غمخوار مادر بود   

چون تو ذات کبریا گوهر نداشت                       از محمد دوستی بهتر نداشت

بهترین گوهر ز گوهر آفرین                           هدیه شد بر شخص ختم المرسلین 

تا اینکه چنین شبی (شب بیستم جمادی الآخره ) این هدیه آسمانی قدم بر زمین نهاد

مکه آن شب نور باران گشته بود                            نور حق آن دم نمایان گشته بود

خدیجه چون تنها بود صدا زد آی زنان قریش به یاریم بشتابیدپیغام دادند:

 «ای خدیجه ، تو از سخن ما سر تافتی و همسری محمد ، آن یتیم تهی دست ابوطالب را پذیرفتی ، اینک هیچ کدام نزد تو نمی آییم و یاری ات نمیکنیم

 خدیجه غمگین شد چشمانش به در خیره بود که ناگاه دید چهار بانوی گندمگون چون زنان بی هاشم وارد شدند و اطرافش را گرفتند ،هراسناک به آنان نگریست. ندایی بلند شد :« ای خدیجه غمگین مباش ، ما خواهران تو و فرستاده های خدا هستیم . این منم ساره و این آسیه که در بهشت همنشین تو خواهد بود . و آن دیگری مریم دخت عمران و دیگری کلثوم خواهر موسی ما برای یاری ات آمده ایم .

 آنگاه یکی در سمت راست دیگری در سمت چپ و سومی در مقابل و آخرین در پشت سرش نشستند . لحظه موعود فرا رسید و قدوم مبارک مادر هستی زمین را شرافت بخشید و زمین تا ابد شرافتش را مدیون وجود نازنین اوست . به ناگاه نوری از او درخشید و تمام خانه های مکه را نور باران کرد.

 

 

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام فروردین 1393 توسط محمد مهدی |

در این بخش نیز برخی از رهنمودهای رسول گرامی اسلام به حضرت علی علیه السلام  را ملاحظه می کنید که نصب العین قرار دادن آنها چراغ راه زندگی ما می تواند باشد.

يا علىّ: چهار چيز پشت انسان را می شكند:

1 - امام و پيشوائى كه خداوند عزّ و جلّ را معصيت كند، و امرش مطاع باشد.

2 -  زنى كه شوهرش از او مراقبت و نگهدارى كند ولی او بشوهر خود خيانت نمايد.

3 -  فقرى كه مبتلاى به آن چاره ‏اى نيابد.

4 - همسايه بد هميشگى که نتوان از او دور شد.

يا علىّ: انگشترى در دست راست كن، زيرا كه آن فضيلتى از جانب خدا براى مقرّبين است، علىّ عليه السّلام پرسيد: با چگونه نگينى انگشترى بدست كنم؟ فرمود با عقيق سرخ، زيرا كه آن نخستين كوهيست كه براى خدا بربوبيّت، و براى من به نبوّت، و براى تو به وصايت و براى فرزندانت به امامت، و براى شيعيان تو به بهشت و براى دشمنان تو به دوزخ اقرار كرده است.

يا علىّ: كسى كه صلوات بر من را فراموش كند در حقيقت راه بهشت را گم كرده است.

يا علىّ: زنهار كه سجده را بمانند منقار بر زمين زدن كلاغ بجا نياورى و در آن بمانند شير اعضاء خود را بر زمين نگسترى.

يا علىّ: هر آينه اگر دست خود را تا مرفق بدهان اژدها برم، براى من خوشتر از آنست كه از نوكيسه ‏اى چيزى بخواهم. 

کتاب شریف من لا يحضره الفقيه، ج‏4، ص: 375

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم فروردین 1393 توسط محمد مهدی |

انسان دارای هر مسلک و مرام  اعتقادی باشد، زندگی مسالمت آمیز و آرام و با نشاط را دوست دارد. همه در این اندیشه بسر می برند تا روش های رسیدن به یک زندگی ایدآل و دلپذیر را بیابند و بدور از همه استرس ها و دردسر ها زندگی کنند. کسی به وی ظلم نکند، زور نگوید، حقش را ضایع نکند ارامشش را بهم نزند، به او بی حرمتی نکند. به یقین خواسته اولیه خداوند متعال زندگی ارام و بانشاط از بندگانش هست. خداوند دوست دارد شادی ما را، آرامش ما و زندگی شرافتمندانه مارا !! از این روی پیامبر اسلام و ائمه اطهار روش های زندگی سالم را به پیروان دین اسلام ارائه داده اند. در مجموعه «راهکارهای زندگی آرام» به برخی از این روش ها اشاره می کنیم.

لازم به یادآوری است که در این مجموعه، از توصیه های رسول اکرم خطاب به امیر مومنان علی علیه السلام استفاده شده است. مورد اول بیان ویژگی های انسان های با ایمان است که رسول اکرم (ص) می فرماید:

 يَا عَلِيُّ يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ فِي الْمُؤْمِنِ ثَمَانُ خِصَالٍ: وَقَارٌ عِنْدَ الْهَزَاهِزِ وَ صَبْرٌ عِنْدَ الْبَلَاءِ وَ شُكْرٌ عِنْدَ الرَّخَاءِ وَ قُنُوعٌ بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَظْلِمُ الْأَعْدَاءَ وَ لَا يَتَحَامَلُ عَلَى الْأَصْدِقَاءِ بَدَنُهُ مِنْهُ فِي تَعَبٍ وَ النَّاسُ مِنْهُ فِي رَاحَةٍ.

يا علىّ: سزاوار است انسان مومن هشت خصلت داشته باشد:

1 - متانت و خودنگه داری در فتنه ها و گرفتاریها

2 - صبوری به هنگام بلاء و مصیبتها.

3 – شكر گزار خدا بودن به هنگام رفاه و آسایش.

4 – قانع بودن به روزى مقدّر از جانب خداوند عزّ و جلّ،

5 - بر ( هیچ کس حتی) دشمنان ستم روا ندارد،

6 - بار توقّع (و خواسته های) خود را بر دوستان تحميل نكند،

7 - بدنش از تحمّل كار خود خسته و ملول است،

8 -  مردمان از جانب او در آسايش و امان هستند.

ملاحظه می کنید که اگر یک نفر، خصوصیت های فوق را دارا باشد قطعا نه از او به کسی  بدی خواهد رسید و نه زمینه بدی دیگران به او فراهم خواهد شد. عمل به دستور پیامبر زمینه ساز زندگی آرام و با نشاط است.




نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 توسط محمد مهدی |
مهمترین هدف معارف نورانی اسلام، تربیت انسانی پاک  و با شخصیت است. دستورات خداوند برای انجام تکالیف یا پرهیز گناهان نیز با همین هدف متوجه انسان شده است. یکی از آفت های ایمان و ارزش های معنوی ، گرفتار شدن انسان در دام شهوات است. از این جهت نگاه به ناموس دیگران امری ناپسند بشمار آمده است . در روایات و سخنان معصومین (علیهم السلام) نگاه به نامحرم تیر شیطان نامیده شده است که اگر به سوی کسی پرتاب شود خطا نمی کند. هر چند ان شخص سابقه دینداری نیز  داشته باشد!! بد نیست به این داستان توجه نمایید:شخصیت این داستان فرد بی ایمان هم نبوده اما لحظه ای گرفتار شدن در دام هوس ...بهتر است داستان را بخوایند: 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 توسط محمد مهدی |
یکی از توصیه های مهم پیامبر بزرگوار اسلام  به امتش ، ابراز محبت و مهروزی به دیگران است .  

چرا که پیامبر عظیم الشان اسلام جلوه ی اسماء و صفات حق و مصداق کامل عملی آیات قرآن و اسوه مكارم اخلاقی برای جهانیان و آموزگاری بی نظیر برای تعلیم و تربیت انسان ها تا روز قیامت است . سفارشاتی كه در زمینه های اخلاقی به جامعه بشری خصوصا به پیروان خویش دارند مورد توجه همه جهانیان قرار گرفته است. دین اسلام دین انسانیت دین رحمت و دین زندگی است ! اسلام زندگی منهای افراط و تفریط را  توصیه کرده است کسانی که بنام اسلام  و با شعار سلفی گری جنایت می کنند قطعا با حقیقت اسلام آشنا نیستند ما از سر دل سوزی به آنان یاد آور می شویم که با چماق تکفیر با مسلمانان نجنگند بلکه پیام صلح و صفا را که از تعالیم رسول اکرم است بشنوند و بیش از این باعث آبرو ریزی برای دین مقدس اسلام فراهم نکنند ... اینک چند توصیه از رسول اکرم : 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم دی 1392 توسط محمد مهدی |

گفته اند از صاحب دلي که به حضور صاحب مقامي رسيده بود ، پرسيدند چه آورده اي ؟ گفت : وقتي کسي به حضور صاحب مقام مي رود از او سؤال نمي کنند « چه آورده اي ، بلکه از او مي پرسند « چه مي خواهي من اگر داشتم که اين جا نمي آمدم ؛ يعني انسان وقتي به بارگاه خدا مي رود ، نمي تواند بگويد : من عمري زحمت کشيدم ، عالِم شدم ، مبلِّغ شدم ، معلّم و راهنماي مردم شدم ، يا مالي فراهم کردم و در راه خدمت به جامعه مصرف کردم و . . . چون همه اينها عطيّه او است ؛ « ما بکم من نعمة فَمِنَ الله. نحل : 53

پس هيچکس نمي تواند بگويد که من با کوله باري از فضيلت و هنر به پيشگاه خدا رفتم ، اينها که همه مال او است ، خود انسان چه دارد؟ دو دست تهي دارد و بس . هيچکس به درگاه حق با دست پُر نمي رود لذا به هيچکس نمي گويند چه آورده اي ؟ به همه مي گويند چه مي خواهيد ؟ الهی دستان خالی من بسوی بارگاه کرم تو بلند است دست خالی از من عیب نیست اما.......  قاضي سعيد قمي ، اسرار عبادات ، ص234

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392 توسط محمد مهدی |

ابن مسکویه در خصوص اهمیت علم اخلاق می گوید: "این علم از همه علوم برتر است و به نیکو کردن رفتار انسان از آن جهت که انسان است می‌پردازد."

به این علت دانشمندان مسلمان به جویندگان دانش توصیه می‌کنند قبل از فراگیری هر علمی به فراگیری علم اخلاق و تزکیه نفس بپردازند. داستانی از برخورد ابن سینا با ابن مسکویه نقل شده است که بیانگر اهتمام علمای مسلمان به علم اخلاق و مقدم دانستن آن بر دیگر علوم است.

روزی شاگردان ابن مسکویه در کنار او نشسته بودند. ابن سینا با گردویی در دست وارد شد و آن را به سمت ابن مسکویه پرتاب کرد و گفت: "مساحت این گردو را مشخص کن و بگو که مساحت آن با چند جو برابر است."

ابن مسکویه بخشهایی از کتاب اخلاق را به ابن سینا داد و گفت: تو نخست اخلاقت را با این کتاب اصلاح کن تا ما مساحت آن گردو را مشخص کنیم که تو به اصلاح اخلاقت بیش از محاسبه این گردو نیازمندی.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392 توسط محمد مهدی |
 

ایام محرم ایام برافراشته شدن پرچم  پرافتخار عزت و صلابت حسینی و نمایان شدن چهره ملکوتی فرهنگ قرآن و اهل بیت مطهر پیامبر اکرم (ص) بر جهانیان گرامی باد.

 

اي حسين، اي غم تو همدم ما

 

 

 

اي تو خود شاهد اشک غم ما

 

اي به هر رنج و غمي محرم ما

اي خجل از کَرَم تو کمِ ما

 

تو کريمي و تو مولا، تو ولي

اي جگر گوشة زهرا و علي

 

دل ما غرق غم توست حسين

سرما و قدم توست حسين

کمِ ما و کرم توست حسين

قبلة ما حرم توست حسين

 

به صفاي دل صحرا سوگند

به نماز شب زهرا سوگند

 

اي که ناز تو خريدن دارد

بار عشق تو کشيدن دارد

گل ز گلزار تو چيدن دارد

حرم پاک تو ديدن دارد

 

به غم گفته و ناگفته قسم

به شهيدانِ به خون خفته قسم

 

اي حسين اي پسر خون خدا

اي تو روشنگر مصباح هدي

اي جمال تو بهشتِ شهدا

ما و دل از تو بريدن؟ ابدا

 

صف اصحاب محبت صف ماست

جان اگر مي‌طلبي در کف ماست

 

تو که خود مردِ ره توحيدي

تو که در ظلمت شب توحيدي

تو که از شاخة غم گل چيدي

تو که خود داغ برادر ديدي

سوخته حاصل ما را بنگر

شعر از استاد جواد محدثی

نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهاردهم آبان 1392 توسط محمد مهدی |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر